با جستجوی واژه تکذیب در ایرنا ، 89 خبر یافت میشود که در 4 ماه آخر سال 87 بر روی خبرگزاری قرار گرفته اند. این یعنی تقریبا هر 1.3 روز یک تکذیب!
تکذیب میکنم
محمد اکبرخواه، روزنامه
Akbarkhah [At] gmail [dot] com
از زردنگاری تا اصل "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!"
داشتم مروری بر اخبار میکردم که این خبر توجهم را جلب کرد: نيروي هوايي ارتش سقوط هواپيماي سوخو را تکذيب کرد.
نکتهای که دستمایه این نوشته شد نه سقوط یک هواپیما بلکه "مساله تکذیب" بود. خبرهای مختلفی در ذهنم آمد که تکذیب میشوند. با جستجوی واژه تکذیب در ایرنا ، 89 خبر یافت میشود که در 4 ماه آخر سال 87 بر روی خبرگزاری قرار گرفته اند. این یعنی تقریبا هر 1.3 روز یک تکذیب!
نکته جالب توجه آنجاست که بسیاری از خبرهایی که تکذیب میشوند بالاتر از عزل و نصب افراد یا امثال آن است. برخی از آنها همانند خبری که عرض کردم در مورد سقوط یک هواپیما یا کشتهشدن عدهای انسان است که نمیتوان به راحتی از کنار آنها گذشت.
فکر میکنم اخباری که نیاز به تکذیب دارند به یکی از طرق زیر تولید میشوند:
1- شایعاتی که توسط مردم ایجاد میشود. حجم زیادی از خبرهایی که نیاز به تکذیب دارند توسط مردم تولید میشوند. نکتهی قابل توجه این است که اصولا این خبرها نباید بر روی خبرگزاریها قرار گیرند اما چه میشود کرد که باید بازدید سایت را بالا برد! ظاهرا بسیاری از خبرگزاریها دچار زردنگاری هستند.
قسمتی از تکذیبیهها هم در جواب خبرنگارانی است که برای حرف کشیدن از مسئولان سوالشان را اینگونه آغاز میکنند، "گفته میشود ...". در این مورد فکر میکنم بهتر است خبرنگارها به جای خبرسازی به خبرنگاری بپردازند.
2- شایعاتی که مسئولان ایجاد میکنند. در این زمینه دو نوع مشکل وجود دارد:
اولا عدهای از مسئولان و مدیران متوسط و افرادی که از آنها به عنوان "مقام آگاه" یاد میشود آنقدرها هم آگاه نیستند. برخی از این افراد به دلیل جایگاهشان به برخی اطلاعات دسترسی دارند اما تنها بخشی از اطلاعات! به همین دلیل اخباری که از جانب آنها منتشر میشود هم چندان موثق نیست.
دوما به نظر میرسد برخی اخبار برای منحرف کردن اذهان عمومی از برخی اخبار دیگر از تریبونهای رسمی اعلام میشود و بعد از مدتی همانکسی که خبر را بیان کرده به تکذیب آن میپردازد! گاهی نیز یک خبر از مراجع مختلف تایید میشود اما مرجع اصلی که از منتشر شدن خبر چندان خرسند نیست بارها و بارها به تکذیب آن میپردازد اما در نهایت مشخص میشود که خبر صحت داشته است. از مثالهای خوب در این زمینه میشود به برکناری دکتر مظاهری از ریاست بانک مرکزی اشاره کرد. این نوع تکذیبیهها به قدری رایج شدهاند که میشود از آنها به عنوان یک سیاست نام برد.
فارغ از نوع تولید خبر مساله این است که حتی در صورت تکذیب عدهی زیادی از کسانی که خبر اول را دیدهاند تکذیب آن را مشاهده نمیکنند و خبر جعلی با سرعت شایعه پخش میشود.
از طرفی فکر میکنم شرایطی در جامعه حاکم است که بسیاری از افرادی که تنها خبر تکذیب را مشاهده کردهاند با توجه به اصل "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!" تکذیبیه را به معنای تاییدیه میگیرند.
-
|2009-03-28 07:20:50 احمددیده اید بعضی ها یک خسارت کلان به کسی می زنند و بعد می آیند و می گویند ببخشید. این تکذیبه ها هم مشابه همان "ببخشید" است. یعنی مد شده است که شما هر کاری خواستی عمدا یا سهوا بکن و فوقش در نهایت می گویی تکذیب شد. جالب این است که جراید حتی معذرت خواهی هم نمی کنند و فقط تکذیبیه را چاپ می کنند. دروغ را به یک نفر می بندند، بدنامی تکذیبیه هم به دامن همان قربانی می ماند.
-
|2009-03-28 08:59:20 مجید میبدیانگاهی وقت ها هم تکذیب، در مورد خبرهای سایر کشور در مورد ایران است
البته انواع مختلفی تکذیب در کشور وجود دارد و از مراجع مختلفی اعلام می شود
بحث جالب دیگر، بحث اعتراف گرفتن است که خود موضوعی مفصل است.
-
|2009-03-29 05:32:15 جعفریآقا کم لطفی می فرمایید. بیشتر خبرهای درست و واقعی همون هایی هستن که تکذیب می شن. این هم یک سوراخی برای اطلاع رسانی آزاده. حالا شما هم بیایید این سوراخ رو کور کنید تا دیگه چشم به چشم نرسه!
-
|2009-03-29 05:42:19 عباس ناصریآقای اکبرخواه!
بسیار بهمان چسبید! موضوع جالبی را انتخاب کردید و نتیجه ی جستجوی تان هم جالب تر.
البته فکر می کنم قسم دوم تولید این اخبار بسی ناجوانمردانه است (که متاسفانه هست!)
-
|2009-03-29 11:48:24 مهکامه یوسفیانعجب نگاه جالبی. از کجا به کجا رسیدید! آمار جالبی بود و تحلیل خوبی. یک سر این داستان هم به پتانسیل بالای این کشور در شایعه پروری برمی گردد و علاقه شدید جماعت به هر خبر عجیب و خوب طبیعتا عده ای هم استفاده می کنند از همین پتانسیل برای پول درآوردن یا مقاصد سیاسی یا هر چیز دیگری.



