
با وجود مدارک مستند چندان نیازی به جار و جنجال نبود و محتوای حرفها این بود که چرا مشاور ارشد یک رئیسجمهور چنین اظهار نظر بیپایهای میکند.
شعاری که انکار شد
محمد اکبرخواه، روزنامه
در خبرهای روز پنجشنبه خبری از جامجم آنلاین توجهم را جلب کرد: "مشاور رئيس جمهور با بيان اينکه در زمان انتخابات دور نهم رياست جمهوري، احمدي نژاد هيچ وعده انتخاباتي نداده است، گفت: آوردن نفت بر سر سفره مردم به هيچ عنوان سخن ايشان نبوده است.
از متن و مفهوم خبر که بگذریم اصل بیان آن از جانب مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور جالب توجه است. این ادعا در شرایطی صورت میپذیرد که ثمره هاشمی (مشاور ارشد ریاست جمهوری) در تاریخ 28 اردیبهشت 1387، یعنی حدود 11 ماه پیش در همایش روابط عمومیهای دستگاههای اجرایی، وعده آوردن نفت بر سفرههای مردم را انکار کرده (مهر) و جنجالهای بسیاری را ایجاد کرده بود. البته با وجود مدارک مستند چندان نیازی به جار و جنجال نبود و محتوای حرفها این بود که چرا مشاور ارشد یک رئیسجمهور چنین اظهار نظر بیپایهای میکند.
از مواردی که صریحا به آوردن نفت بر سر سفرههای مردم اشاره شده میتوان به گفتههای محمود احمدینژاد (به عنوان کاندیدای انتخابات) در جمع نمایندگان کمیسیون تلفیق مجلس و در تاریخ 30 خرداد 84 (پیش از مرحله دوم انتخابات) اشاره کرد:
"من مخالف رانتخواري و استيلاي خانوادگي بر ثروت كشور هستم. من دست مافياي قدرت و قبيله را از نفت كوتاه خواهم كرد و جانم را به پاي آن خواهم گذاشت. نفت بايد بر سر سفرههاي مردم باشد." (ایسنا)
البته پیش از ثمره هاشمی نیز این وعده توسط خود شخص رئیس جمهور انکار و توسط سخنگوی دولت تفسیر شده بود:
محمود احمدینژاد، سوم بهمن 85 در گفتگوی ویژه خبری:
"البته من ديدم بارها گفته اند احمدي نژاد اين را گفته؛ من اين را نگفتم، نقل از جاي ديگري بود. اما اين كه بودجه نفت بايد بيايد در زندگي مردم خودش را نشان بدهد، حرف درستي است." (سایت ریاست جمهوری)
غلامحسین الهام، 28 آذر 86 در جمع دانشجویان دانشگاه صنعت نفت اهواز:
درپاسخ يكي ازدانشجويان درخصوص آوردن پول نفت بر سفرههاي مردم اظهارداشت: "منظور رييس جمهوري ازاين جمله اين بود كه مردم بايد مزه توسعه و رشد اقتصادي را حس كنند." (ایرنا)
در این مختصر نمیخواهم عملکرد اقتصادی دولت را بررسی کنم. قصد صحبت از تاثیری که انتظار میرفت قیمت بالای نفت در زندگی مردم داشته باشد نیز ندارم. تنها سوالهایی در ذهنم ایجاد شده:
آیا آقای جوانفکر به عنوان آخرین حلقهی تاکنونِ این زنجیرهی انکار و به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور که کارش با رسانه است؛ از مستنداتی که در سایتها در این مورد قرار گرفت و به راحتی با یک جستجو قابل دسترسی است اطلاعی ندارد؟
آیا با انکار مداوم و زمانبندی شده (هرچند بر علیه انکارها قلمفرساییها شود) میتوان اذهان عمومی را تغییر داد؟
آیا این حلقهی انکار از یک سیاست تبلیغاتی پیروی میکند که علیرغم اطلاع از تمام آنچه گذشت چنین اظهار نظری را ضروری میکند؟
شاید بهترین پاسخی که برای سوالهایم مییابم این ضربالمثل قدیمی باشد:
کسی که خوابیده است را می شود بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده هرگز
-
|2009-04-18 19:06:39 عباس ناصریجناب اکبرخواه عزیز!
گردآوری جالبی انجام دادید و لینک ها مطلب تان را پربار کرد. ممنون.
نکته ی قابل توجه در این خصوص (فکر می کنم) عوامیت مردم شریف و شهیدپرور میهن خیلی عزیزمان است که به راحتی هرچیزی به خوردشان می رود و حافظه شان بسیار کوتاه مدت تر از آن چیزی است که من و شما فکر می کنیم! این مردم ناخواسته چنین حاکمانی را طلب می کنند.
-
|2009-04-18 21:07:21 مریمخوب است در این خصوص به تبارشناسی جناب آقای جوانفکر هم اشاره ای بشود. "مشاور مطبوعاتی" رئیس جمهور متولد 1338 از سال 59 وارد حوزه های خبری شده است. ولی تصور می کنم از آنجایی که همیشه در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) فعالیت کرده اند، کمی اظهارات شان برای منصبی که دارند خنده دار جلوه می کند!
در واقع انکار این گفته آقای رئیس جمهور که چیزی نیست! چون ایشان افاضات فوق العاده تری هم دارند. مثلا:
ایشان سر ماجرای کردان و جنجال در مجلس، هشدار دادند "تبدیل مجلس به کانونی در خدمت اهداف و امیال دشمن، از مهمترین و شاید اصلیترین راهبردهای نظام سلطه و دستگاههای جاسوسی وابسته به آن است»!
ایشان همچنین درباره سفرهای متعدد رئیس جمهور به امریکا در جایی گفته اند:
«حتی خود اونها (آمریکاییها) میگن که اقدامات رئیسجمهور شما مثل نامه به جرج بوش و همچنین ادبیات تهاجمی آقای احمدینژاد در برخورد با خبرنگاران غربی باعث شد که سرنوشت انتخابات آمریکا کاملا عوض بشه، اینو خود اونها میگن، خودشون دارند اعتراف میکنند که اوباما به واسطهی اقدامات آقای رئیسجمهور در به چالش کشیدن دولت جرج بوش تونست پیروز بشه….» (نقل به مضمون).
برای پرهیز از طولانی شدن کامنت از ذکر بقیه افاضات فوق العاده ایشان صرف نظر می شود!
-
|2009-04-19 06:57:08 احمدواقعا وقتی می بینید افرادی رسما و علنا دروغ می گویند و دست به کثیف ترین رفتار های غیراخلاقی می زنند و در همین حال می بینید که عده در خیابان ریخته اند و از آنها طرفداری می کنند چه حسی دارید؟ چه احساسی دارید وقتی با کسی حرف می زنید که با دانستن همه این بی اخلاقی ها باز هم از این افراد دفاع می کند؟
من که جز سکوت کاری نمی توانم بکنم.
مدتهاست به این نتیجه رسیدم که حتی برای تحصیل کرده ترین افراد ایرانی، زندگی کردن در انبوهی از باورها و رفتارهای متعارض و به سر بردن در جمع نقیضین راحت تر و مطلوب تر از حل منطقی مسایل است.
اینقدر نمک به زخم ما نپاش آقای اکبرخواه!



