|
شماره 1- شنبه، 24 اسفند
|
|
نوشته شده توسط عباس حسین نژاد
|
|
نام: منوچهر احترامی تولد: ۱۶ تیرماه 1320 شمسی مرگ: 22 بهمن1387
شروع به کار طنزنویسى: از سال 1337 شمسی با مجله توفیق همکارى با: مجلات توفیق، درنگ، آهنگر ،گلآقا و چندین مجله و روزنامه وبسیاری از برنامه رادیویی و تلویزیونی! اسامی مستعار: الف.اینکاره _ م.پسرخاله، م. وقایعنویس و ... برخی کتابها: طنز در ادبیات تعزیه جامعالحکایات مرحوم ابوی مجموعههای ماندگار حسنی(حسنی نگو یه دستهگل، حسنی ما یه بره داشت و ...) و نزدیک به پنجاه کتاب شعر و داستان کودک بچهها من هم بازی 1 مثل کنه چسبیدن(بچهها من هم بازی ۲) کی بود رفت زیر میز؟(بچهها من هم بازی ۳) :::::
منوچهر احترامی مردی از نسل غول های منقرض شده است که طنز ایران او را در بهمن ماه 1387 از دست داد.
مردی بسیار مورد احترام، که علی رغم کهولت سن، پاسخگوی شبانهروزی همه آنهایی بود که به دنبال یافتن چیزی بودند برای اندیشیدن و نوشتن!
مردی که سی سال را در سازمان آمار ایران با درستی و دوستی سپری کرد و 50 سال ِ زندگیاش را برای ایران و ایرانی نوشت بی که کوچکترین حس طلبکاری را از کسی داشته باشد!
طنزپردازی شیوهی دشواری برای نوشتن است، برای همین است که به راحتی می توانید همه طنزپردازان ِ تاریخ ایران را با ذکر نام و یادآوری ِ قیافه با استفاده از انگشتان ِ دست به خاطر بیاورید و بشمارید! و منوچهر احترامی-شاید- مغتنم ترین فرصت برای بهویژه جوان ِ علاقهمند امروز بود برای دست یافتن به تجربهی همه طنزپردازان ِ تاریخ در انواع سبکهای نوشتاری چه نثر و چه نظم! چرا که او ادبیات ِ فارسی را به خوبی ِکف دست می شناخت!
سهم بزرگ ِ شادی کودکانه ایرانی را از سال 61 منوچهر احترامی به خود اختصاص داده با بیش از پنجاه داستان، که مشهورترین ِ آنها قصههای حسنی است با مطلع معروف توی ده شلمرود/ حسنی تک و تنها بود!
شمارگان ِ شگفتآوری که درباره هیچ کتاب کودکانه و حتی کتاب های بزرگانهای در ایران تکرار نشد و تقلید ِ بی شماری که باز هم درباره هیچ نوع ِ نوشتاری دستکم به این زودیها صادق نخواهدشد و دزدیهای فراوانی که به قول خودش 280 ناشر آن را صورت داده و کتابهایش را بی اجازه منتشر میکردند، و اگر نبود رشک ِ حاسدان ِ دست در کار و نمیبستند دستهای این پیرمرد مهربان را برای نوشتن؛ با این بهانهی واهی که کودکان خسته شدهاند از حسنی، به قول خودش قصههای بهتری از حسنی می توانست خلق کند، ولی دریغ که نشد!
حیا را در نوشتن و نگاه ِ محترمانهای که به طنز و مخاطبان خود داشت به رخ ِ جوانترها میکشید و به شدت بر حذر میداشت آنان را از فحاشی در طنز نویسی و پرداختن به مسائلی که سطح آنها را دور از شأن می دانست و به قول خود استاد: وظایفالاعضاء!
احترامی، خواهرزاده عالم بزرگ شیعه، آیتالله شیخ ابوالحسن شعرانی بود و كتاب پژوهشی «طنز در ادبیات تعزیه» را که حاصل سالهای گشتناش در شهرهای مختلف و نسخههای مختلف تعزیه بود از او توسط حوزه هنری منتشر شدهاست.
منوچهر احترامی بسیار پرکار بود و در بسیاری از نشریات و روزنامهها مینوشت بی که اسمی از او بیاید و مشاور برنامههای زیادی در رادیو و تلویزیون بود.
سخن در باب احترامی بسیار است؛ میگفت: زیاد مطالعه کنید و زیاد کتاب بخوانید چرا که دانایی توانایی میآورد! خودش را یادم می آید که یک بار میگفت دارم مجموعه کتابهای تاریخ مشروطه را دوباره مرور میکنم تا ببینم از کجا به کجا رسیدهایم...
یا برای نوشتن مقدمهای کوتاه برای یک کتاب شعر نزدیک به شش ماه وقت صرف کردهبود و هر چه کتاب از شعر در آن سبک را تهیه و مطالعه کرده بود تا بتواند چند کلمه محققانه و عالی بر کاغذ بیاورد.
در هر حال دریغ و هزار دریغ که یک طنزنویس عالی، یک شاعر توانا، یک پژوهشگر خوشذوق، یک داستاننویس بزرگ، یک مشاور قوی و از همه مهمتر به قول خودش یک کتابخوان ِ حرفهای، از میان ما رفته است و جای او تا سالهای سال خالی و یاد ِاو تا همیشه در دل دوستدارانش خواهد ماند...
|