شهرام گیل آبادی از آنجا به شهرت رسید که پس از انتخاب به عنوان مدیر رادیو جوان، تولید برنامه های انتقادی را در دستور کار قرار داد و همزمان با راه اندازی وب سایت رادیو جوان، موجی از طرفداران بزرگ و کوچک را با خود همراه کرد.
«شهر» مثل شهرام، مثل شهرداری!
عباس ناصری، روزنامه
شهرام گیل آبادی از آنجا به شهرت رسید که پس از انتخاب به عنوان مدیر رادیو جوان، تولید برنامه های انتقادی را در دستور کار قرار داد و همزمان با راه اندازی وب سایت رادیو جوان، موجی از طرفداران بزرگ و کوچک را با خود همراه کرد. پس از مدتی انتقادها فراگیر شد و به دولت نهم و مدیران آن رسید و این همزمان بود با رشد مخاطبین رادیو جوان. عصرهای آن سال ها تبدیل شد به زمانی برای به چالش کشیده شدن مدیران سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ورزشی دولت فخیمه و این، کم کم به مذاق آقایان بالانشین خوش نیامد. سایت رادیو جوان فیلتر شد، و گیل آبادی مجبور به استعفا.
کسانی که با سازمان عریض و طویل فرهنگی هنری شهرداری تهران و بودجه کمی کمتر از یکصد میلیاردی این سازمان آشنایی داشته باشند به این انتصاب در این موقعیت نگاه دیگری دارند. پس از ورود قالیباف به شهرداری تهران، علی عسگری رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد که با فشارهای همه جانبه ی دولتمردان به قالیباف دوران مدیریت طلایی اش چندان به درازا نکشید. پس از او احمد نوریان این سمت را عهده دار شد و در دوره مدیریت او (برطبق نظر بالانشینان)، سازمان مزبور از حرکت جدی باز ایستاد و البته قالیباف هم مخالفتی نکرد.
حال که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، قالیباف اینچنین سازمانی را به آنچنان مدیری سپرده است، تحلیل های مختلفی در پی دارد. جمعی می گویند شهردار با استفاده از تاثیر قابل توجه سازمان متمول فرهنگی هنری شهرداری تهران بر فعالیت های انتخاباتی پایتخت، اهداف تبلیغی (برای خود و یا نامزد تحت حمایتش) در سر دارد و بعضی دیگر انتصاب گیل آبادی و خروج سازمان فرهنگی هنری شهرداری از رخوت خودخواسته در این زمان را بی ارتباط با حساب و کتاب های سیاسی شهرداری و دولت در طول سه سال گذشته نمی دانند و آنرا دستاویز ضد تبلیغی برای رییس دولت نهم در انتخابات آینده ارزیابی می کنند.
آنچه در این خصوص واضح است، توان ارتباط مناسب شهرام گیل آبادی با مخاطب است. او با مدرک دکترای پژوهش هنر خوب می داند چگونه با مخاطب خود تعامل کند، مدیریت بی کم و کاست ارائه دهد و همزمان مدیران دیگر را به چالش بکشد. باید انتظار کشید و دید که با حمایت همه جانبه اهالی هنر از این مدیر موفق صدا و سیما، انتقادهای تند و تیز دولتمردان و وابستگان شان از او، و البته اصرار قالیباف به این انتصاب، در نهایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در ماه های آینده به کجا می رود و چه می کند؟!
-
|2009-04-15 03:10:35 حسام الدین مهدیعجب! پس گیل آبادی سر از شهرداری درآورد... او مرد موفقی است. مقاله تحلیلی جالبی بود.
به آقای رفیق هم می گویم که مسلم است در اینچنین مقاله ای واحد، تومان است و از واحد صوری ریال استفاده نمی شود. این که سوال ندارد.
-
|2009-04-15 04:06:38 ا حمدعجب. این قالیباف یک استعداد درک نشده است. باور کنید.
من البته این فردی که مقاله درباره اش بود رو نمی شناسم ولی فکر می کنم با این مقاله ای که آقای ناصری زده، ممکنه جو گیر بشه و خودش رو نامزد رییس جمهوری کنه.
تحلیل خود من اینه که قالیباف با این کارها میخواد برای ریاست خودش بر صدا و سیما زمینه سازی کنه. اما این بنده خدا بد اقبال تر از این حرفهاست و در آخرین لحظه احتمالا باز هم یکی از راه می رسه و با شعار بردن نفت در تلوزیون مردم رئیس سازمان میشه. واقعا هیچ بعید نیست اون نفر کردان باشه!
-
|2009-04-15 06:24:21 مجید میبدیانبا سلام
اگه شهرام گیل آبادی دو طرف دار مثل آقای ناصری داشت که آلان رییس جمهور بود
ممنون از اخبار و تحلیل پر مایه
-
|2009-04-15 06:31:27 محمد.الفهمیشه گیلآبادای را در مقابل بذرپاش میبینم، دوتا از معدود مدیران جوان کشور که هر کدام به دلایلی که زمین تا آسمان و بلکه آنورتر از آسمان با هم فرق میکند، در مسیر پیشرفت هستند، آیندهشون برام جالبه و اینکه یه روزی سر راه هم قرار بگیرن
-
|2009-04-15 10:31:58 مرجان حسینیتحلیل جالبی بود.
گیل آبادی هر جا و توی هر پستی بوده کارش سر و صدا کرده. منتظرم ببینم توی این پست چه می کنه.
-
از ذکاوت آقای قالیباف همین بس که تمام کار شکنی های مخالفانش باعث نشد که برنامه های مهم و مردمی پسندش عقب بماند. او آدم ذیرکی است.
دست آقای ناصری درد نکنه. مقاله جالبی بود.
-
|2009-04-15 17:13:58 ع.حكيمبنده به كل ايشون رو نميشناختم!
اطلاعات جالبي با خوندن اين مقاله بدست آوردم.
اينروزها «شهرام ها» چقدر خبر سازند.شهرام گيل آبادي،شهرام جزايري،شهرام ِ ...!


































دیگه وقتی امر بر آقایون مشتبه می شه که صندلی ها ارث پدری شونه، همین می شه دیگه...